شعر
چون نوای دل هر مرغ غریب دل من می خواند خستگی های زمین را ُ که به دل می ماند چون صدایی که به عمرم نشنیده است دلم یا که در سوی دگر ُ جای دگر می خوانی می دانم آن صدایی که به نرمی نسیم و به سرمستی باد چون صدای پر گنجشکک ناز بر دلم می ماند می دانم ُ می دانم چون نگاهی که ندیده است کسی به تمامی همین عمر پر از حادثه ام چه پر از شور و نوا می ماند می دانم ُ می دانم ز چه نازیُ به چنان ُ مست و خراب آلودم که من وحشی نارام چه مسحور نگاهی ماندم... چه قسم نامه سختی به دو دستم زده است عهد فلک که زدیدار تو من ُخاک زمین می مانم می دانم ُ می دانم با صدایت نفسم را مشکن بغض صد ساله احساس مرا می خوانی می دانی ؟می دانم تو کجا حال دل چله نشینم دانی عاقبت ُ عیش شب مرده دلی می مانم می دانم ُ می دانم پس کجایند همه عشق و صداقت که خدا آخرش دست من و روح مرا برخواند. پس کجا واماندم ُ که خدایم به دگر بار سحر پاسخ بغض مرا ناخوانده است دست احساس تو شاید ُکه مرا بردارد می دانم ُ می دانم چشم های همگان را به نگاهت دیدم لیک آن لحظه خاموشی چشمان تو را ُ می نالم می دانی ُ می دانم شعر احساس مرا می داند لیک آن نغمه زیبای تو بس می دانی ُ می دانم... به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که هلال ماه را بر لبانت مي نشاند مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري. اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا بین خودم و خودت اما نخواستی سهم خود را فروختی و حالا سالهاست نیمه ی گم شده ام مال کسی است که حق مالکیت دارد و نمی توانم حق خودم را بخرم مگر با نصف دیگرم کاش ميشد عشق را تفسير کرد خوابه چشمان تو را تعبير کرد کاش ميشد همچون گلها ساده بود سادگی را با تو عالمگير کرد کاش ميشد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمير کرد کاش ميشد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد
رخسار فریبای تو را ماه ندارد،
غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد،
غیر از تو دلم دلبر دلخواه ندارد
هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم
خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو
بد بودم و بدتر شدم میرم با پاهای خودم
میرم نمیدونم کجا آخ کم آوردم به خدا
دلگیرم ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم
هرجوری میخواستم نشد از غم یه ذرهم کم نشد
من موندمو تنهایام از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبت من و نگاه اشتباه پشت اشتباه
..
هر روز عاشق تر شدیم تو عشق خاکستر شدیم
ساختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب
نه من نه تو از عاشقی خیری ندیدیم
..
هرجوری میخواستم نشد از غم یه ذرهم کم نشد
دلگیرم ازدست خودم کاش عاشقت نمیشدم
من موندمو تنهایام از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبت من و نگاه اشتباه پشت اشتباه
فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم
خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو
تا فرصتی سری بزن چونکه فردایی دگر در راه هست شاید این فردا باشیم یاکه ...
| قالبساز : هفت تولز |
